وبلاگ نوجوانان
نوجوانان
مادر شبی پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر که در حال اشپزی بود ،دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند. او نوشته بود صورتحساب !!! کوتاه کردن چمن باغچه 5 دلار مراقبت از برادر کوچکم 2 دلار نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3 دلار بیرون بردن زباله 1 دلار جمع بدهی شما به من :12 دلار مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد،چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این عبارت را نوشت: بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است. وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد. گفت: مامان ... دوستت دارم ، آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت: قبلاً بطور کامل پرداخت شده با تشکر از وبلاگ http://amirbolouki.blogfa.com راز پری روزي دختر كوچكي از مرغزاري مي گذشت. پروانه اي را ديد که بر سر تيغي گرفتار است. با احتياط تمام پروانه را آزاد كرد. پروانه چرخي زد. پر كشيد و دور شد. پس از مدت كوتاهي پروانه در جامه پري زيبايي در برابر دختر ظاهر شد و به وي گفت: به سبب پاكدلي و مهربانيت، آرزويي را كه در دل داري بر آورده مي سازم. با تشکر از وبلاگ http://amirbolouki.blogfa.com پنجاه میلیون مارک برای ده ثانیه با تشکر از وبلاگ http://amirbolouki.blogfa.com اس ام اس ها و لطیفه های خنده دار خواهشن بخندید آخرین خبر ارسالی از اون دنیا عجب رسمیه رسم زمونه معلماني که چون شمع مي سوزند تا آخر امسال گازسوز خواهند شد……….وزير آموزش و پرورش میخواستم بدونم با این همه بیشرفت تکنولوژی چرا نوار غزه به سی دی تبدیل نشده !!!؟
دخترك پس از كمي تامل پاسخ داد: من مي خواهم شاد باشم. پري خم شد و در گوش دخترك چيزي زمزمه كرد و از ديده او نهان گشت. دخترك بزرگ مي شود. آن گونه كه در هيچ سرزميني كسي به شادماني او نيست. هربار كسي راز شاديش را مي پرسد با تبسم شيرين بر لب مي گويد: من به حرف پري زيبايي گوش سپردم.
زماني كه به كهنسالي مي رسد، همسايگان از بيم آنكه راز جادويي همراه او بميرد، عاجزانه از او مي خواهند كه آن رمز را به ايشان بگويد: به ما بگو پري به تو چه گفت؟
دخترك كه اكنون زني كهنسال و بسيار دوست داشتني است، لبخندي ساده بر لب مي آورد و مي گويد: پري به من گفت همه انسانها با همه احساس امنيتي كه به ظاهر دارند، به هم نيازمندند!!!
- آقای زدلر ، شما برنده پنجاه میلیون مارک - برای ده ثانیه - شده اید!!
تشویق حضار...
- یعنی چه؟ نمی فهمم...
- آقای زدلر ، شما باید این پول را در ده ثانیه خرج کنید!... از همین الان شروع شد.
- یعنی می توانم همه چیز بخرم؟
- بله...
- می توانم خانه بخرم؟
- بله...
- می توانم ماشین بخرم؟
- بله همه چیز.
- می توانم عینک دودی بخرم؟!
- بله آقا می توانید.
- وای چقدر خوب...!
- تمام! ...آقای زدلر زمانتان تمام شد! دیگر نمی توانید!! ![]()

![]()
پل صراط رو خراب کردن…..تله کابین زدن
اس ام اس شده کار شبونه
می رن مسیج ها از اونا فقط
هزینه هاشون به جا می مونه
ادامه مطلب که یادت نرفته؟؟؟؟
| ديسكو2 POWERD BY DISKO2 |

